میدانی محبوبم که من دوس دارم از چشمانت باران ببارد اماغم نبارد،تو اسمان وجودمن هستی
دوست دارم ازچشمانت عشق و محبت و نور ببارد.
محبوبممن بدون تو آن کودک قصه های تنهایی هستم ،که قلمش در شبهای تنهایی میگرید،
بایدجای من میبودی تا بفهمی وقتی محبوب کسی پیش خدا میرود چه بر سر او می اید،چه بر سر رفتارش ،گفتارش، اعمالش می اید،
آنهم بر سر چه کسی،
کسی ک پر از عشق پر ازمحبت بود،اما حالا چه شد ،پر ازتنهایی و غم وغصه،پر از درد هجران،،
عشق من تا جای من نباشی نمیتوانی احساسات مرا درک کنی،
کدام موجود است ،کدام انسان ،کدام حیوان،است که هنگام جدایی معشوقش صدایش در نمی آید،،
مخصوصا جدایی دو عاشق ومعشوق،
امامحبوبم ای ماه تابانم،
توباید نگهبان رفتن من میبودی نه که من .⚡️⚡️⚡️
تو باید روی خانه خاکی من هرغروب پنج شنبه اب میریختی.
من خودم را برای همچین تصوری اماده کرده بودم. ،افسوس،،انچه من میخاستم نشد،
و تو قدم گذاشتی به جاده رویاهایت.
محبوب منجاده می اید و میرود اما تورانمیبینم.
جاده تو را ازمن گرفت.جاده بی رحم بر منه دلتنگ ترحم نمیکند،
.من قبلا جنگل هارادوست داشتم رفتن ب کوه ها، رفتن ب جاده هارا دوست داشتم، اما نمیدانم چرا رفتن تو به جاده ارزوهایت را دوس ندارم.نمیتوانم دوری و رفتن تو را به اسمانهاتحمل کنم،
ای زیبای منچرا به جاده رویاهایت رفتی.
چرا صبرنکردی باهم برویم.
و من تنها نمیتوانم بروم چون جاده پر از سنگ و دروغو تهمت،پر ازکویر و جنگلی با حیوانات وحشی است.
مسیرش پر از تاریکی است.
کار من نیست با این مشکلات به جاده بروم.
توچگونه رفتی؟
من در دل تنگ وپیرم به جاده نگاه میکنم. بدون تو جرات پیداکردم که جاده را می آیم و بدون دیدن توبرمیگردم و تو به امید دیدن من جاده به جاده روستابه روستا ،رویا به رویا بدنبال من میگردی،و من از ذوق برگشتنت هر روز انتظارت را میکشم
تونمیدانی این امدن و رفتن ها با دل شکسته من چه می کند ،فقط خدا میداند.
محبوب من ،،امشب را خواب نشدم،،امشب با خیال تو به خلوت نشسته ام ،تمام خیال من تمام توست،تمام وجود من ،تمام وقت من تمام توست ،تو بامنی همیشه،
،تو امشب میتوانی پارویی برداری و در دریایی که چشمانم درست کرد پارو بزنی
اشک هامانع گفتن درد دلهایم میشود.
امشب چشم در راه تو هستم،،
ای گل سرخم.
ازینجاتاگلستان تو راه بسیاراست،چه کنم طاقت دوریت را هیچ وقت نداشته ام،خیلی برایم سخت است تحمل این که هیچ وقت پیش من نیستی برایم سخت است.
ولی من تورا درکنارم حس میکنم.
تو نمردی
برای من همیشه زنده ای.
من تورا مرده نپنداشتم،،من هرشب با دیدن تو میخابم ،
با شنیدن صدای تو ارام میگیرم.
محبوبم امشب دلم بی تابی میکند،دلم نمیداند که تو کنار من هستی،نمیداندکه توهمیشه زنده ای،،
اگر تو مرده ای،پس چطورهمیشه حضور داری چطور من تورا احساس میکنم؟.
تو همیشه کنار من هستی،،چون قول داده بودی،
همه مرا باتنهایی ام رها کردند.
دوستانت(مرده ها) بی وفاشده اند.
همیشه می امدم پیش شان، به استقبالم می امدند،و میگفتندوفای مرده ها از زنده هابیشتراست.
اما دیگر مهمان نوازی نمیکنند،و به استقبالم نمی ایند.
انها هم مرا ترک کردند،هم زنده ها و هم مرده ها،
پس به چه کسی دل خوش کنم.
ای گل سرخ من اگر دلم ارام نشود ،تقاضا کن از خدایت که مرا هم بیارد پیش تو.
حتما جای خوبیست که تو ان قدر با عجله رفتی.
من تو را دیر شناختم.
ای ماهی قرمزم ،،با اینکه میدانم ماهی های قرمز جایشان در تنگ اب نیست، ،جایشان حتی رودخانه هم نیست،،
و جای تو قفس دله من هم نیست.
اگر جای ماهی های قرمز دریاست ،جای تو در اقیانوس هاست.
نمیدانم چرا میخاهم درکنارم باشی،
ماهی قرمزمن،دوس دارم همیشه در حوض خانه من باشی،،دوست ندارم در،دریا باشی،،هرچندکه تو دوست داری دریا باشی،
اما من درحوض حیات هم نمیخاهم باشی
من دوست دارم تورا درتنگ کوچک بغل میزم ببینم،
یا اصلا میخاهم تو را در قفس تنگ دلم حبس کنم.که دیگر رهایم نکنی.
محبوبم توکه میدانی دله من ترک دارد، در این مدت دوری چه بر دل من گذشته،،،توبا دل من چه کردی،،
من تمام این روزها،سالها،ماه ها،ثانیه ها دقیقه ها،لحظه ها را به انتظارنشسته ام.
منتظر امدن به پیش توهستم،
آه خدایا کی من میمیرم تا محبوبم را ببینم،
من تا زمان امدنم روزهارا میشمارم فقط برای دیدن تو،،.
تا به تنها ارزویم برسم.
رفتن ازینجا و امدن پیش تو وخدا،، ارزویی است ک هر روز ازخدا میخاهم..
و چه روز خوشی است وصل ما،،
(روز وصل دوست داران یاد باد،)
امیدوارم خداوند مرا بخاطر بدی هایم ببخشد و تو هم مرا ببخش،،.
تا ازناراحتی ها وسرزنش های دل خودم راحت شوم
هر وقت مرا بخشیدید من همان لحظه پیش شما حاضرمیشوم،،